عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

226

كشف الحقايق ( فارسى )

و ملكى و فلكى دارند نمودار آن نور نور آفتابست . و وقتى كه آن نور متفرقست و از اين چندين هزار دريچه بيرون مىتابد نمودار از آن نور كواكبست . چون اين مقدمه معلوم كردى اكنون بدانكه چون آن نور متفرق باشد و از چندين هزار دريچه بيرون تابد وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ « 1 » فصل در بيان زمين قيامت بدانكه زمين قيامت عبارت از زمينى است كه اهل قيامت را روز قيامت در آن زمين جمع كنند و خلق عالم جمله در آن زمين حاضر باشند چنان كه مىفرمايد كه : يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ « 2 » و در آن زمين حق را از باطل جدا كنند چنان كه مىفرمايد : لِيَوْمِ الْفَصْلِ وَ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الْفَصْلِ « 3 » و در آن زمين جمله پوشيدگىها آشكارا شود چنان كه مىفرمايد : يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ « 4 » و در آن زمين جزاى هر يك بدهند چنان كه مىفرمايد : الْيَوْمَ تُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْيَوْمَ « 5 » و در آن زمين بهشتى و دوزخى پيدا شود چنان كه مىفرمايد : فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ . « 6 » چون اين مقدمات معلوم كردى اكنون بدان كه از اين مقدمات لازم آيد كه زمين قيامت جز وجود انسان نباشد از جهت آنكه قيام در هيچ زمينى ديگر تصور ندارد الا در زمين وجود انسان پس « يوم القيامة » در اين زمين وجود انسان بود و خلق عالم در هيچ زمينى امكان ندارد كه حاضر شوند الا در زمين وجود انسان پس « يوم الجمع » زمين وجود انسان باشد و حق از باطل در هيچ زمينى جدا نگردد الا در زمين وجود انسان پس « يوم الفصل » در زمين وجود انسان باشد و پوشيدگىها در هيچ زمينى آشكارا نشود الا در زمين وجود انسان پس « يوم تبلى السرائر » در زمين وجود انسان باشد و در هيچ زمين جزاى هر كس

--> ( 1 ) - تكوير 2 ( 2 ) - تغابن 9 ( 3 ) - مرسلات 13 - 14 ( 4 ) - طارق 9 ( 5 ) - مؤمن 17 ( 6 ) - شورى 7